ميرزا شمس بخارايى

20

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

صفوى از مشرق جهانگيرى طالع شد و رسوم مبتدعهء اهل ضلال كه خيال بطلان آن در نظر مردمان محال مىنمود ، به ضرب تيغ غازيان حيدرى لگدكوب طعن و لعن و پايمال و بال و نكال گرديد . » « 1 » بدين طريق حكومت صفويه به دست شاه اسماعيل در ايران پا برجا و استوار شد . امّا تلاش آنان براى تسخير سراسر آسياى مركزى با پايدارى اوزبكان به ثمر نرسيد . پس از كشته شدن شيبك خان ، كوچكونجى خان ( 916 ه . ق / 1510 م ) ، به رسم قوانين اوزبكان به خانى رسيد و بيست سال پادشاهى كرد . پس از او پسرش ابو سعيد ( 937 ه . ق / 1530 م ) ، بر تخت سلطنت نشست و حدود چهار سال در مقام خانى برقرار بود . در سال 939 ه . ق ، / 1532 م ، در گذشت و عبيد اللّه خان بن محمود سلطان بن شاه بداغ سلطان بن ابو الخير خان ، برادر زادهء شيبك خان به سلطنت رسيد . « 2 » شيبك خان در سال 917 ه . ق / 1510 م ، هنگام تصرف سمرقند ، خانزاده خانم ، خواهر بابر را به اسارت گرفته و به عقد ازدواج خويش در آورد و پس از چندى وى را طلاق گفت . « 3 » اين خانم تا جنگ مرو در ميان اوزبكان به سر مىبرد . شاه اسماعيل وى را با احترام به نزد برادر فرستاد و هنگامى كه شاه اسماعيل در هرات به سر مىبرد ، بابر هيئتى را نزد وى فرستاده و اظهار دولتخواهى كرد . « 4 » ظهير الدّين بابر كه به يارى شاه اسماعيل در 917 ه . ق / 1511 م ، مدّت كوتاهى بخارا را در تصرف داشت ، نتوانست بر سمرقند مركز قدرت شيبانيان ، دست يابد ؛ زيرا در اين هنگام روحانيان سنّى مذهب بخارا و سمرقند ، بابر تيمورى را به سبب مساعدت شاه اسماعيل به ارتداد متّهم ساختند و به سرزنش وى پرداختند . كه چرا با قزلباشان همداستان شده است و بدين سبب مردم اين دو شهر بر ضد او به پا خاسته و تعصّبات

--> ( 1 ) . خلد برين / 200 . ( 2 ) . لبّ التواريخ / 379 - 382 ؛ منابع تورانى مىنويسد كه محمد تيمور سلطان پسر شيبك خان به سمرقند رفته ، آنجا را مركز حكومت خود قرار داد . كشكول سليمى / 338 ، 339 . تكملة الاخبار / 160 . ( 3 ) . حبيب السّير ، ج 4 / 287 - 289 . ( 4 ) . حبيب السّير ، ج 4 / 523 .